با توجه به وضعیت و مواضع طرفین مذاکرات احیای توافق هسته ای و سیاست اتخاذی ایران، اکنون سؤال مطرحی که پاسخ به آن بهمنظور تنویر افکار عمومی داخلی و بینالمللی لازم و ضروری تلقی میشود، این است که چرا از منظر ایران، مسئله پادمان ها میبایست پیش یا در حین احیای توافق هستهای حلوفصل گردد و چه منطق و دلایلی پشت این مطالبه و اصرار ایران وجود دارد؟
تاکنون موضوع تضمین و اختلافنظر درباره مسئله «پادمانها» را میتوان دو گره اصلی عدم نتیجهگیری مذاکرات دانست. مقررات پادمانها، مجموعه تعهدات کشورهای امضاکننده معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای است که نشاندهنده تائید پایبندی آن کشور به تعهدات خود در قبال این پیمان باهدف جلوگیری از تبدیل مصارف صلحآمیز انرژی هستهای به استفادههای تسلیحاتی هستهای یا ابزارهای انفجاری هستهای است.
ریشه طرح مجدد موضوع پادمان علیه ایران به اتهامات نخستوزیر پیشین رژیم صهیونیستی بازمیگردد. اتهاماتی که منجر شد آژانس بینالمللی انرژی اتمی در رویکردی جانبدارانه با استناد به ادعاهای نتانیاهو، ایران را متهم به عدم همکاری با آژانس در رابطه با نظارت بر فعالیتهای هستهای خود در چند مکان ازجمله سایت ورامین و تورقوزآباد کند. درحالیکه ایران مصّرانه خواستار حلوفصل مسئله «پادمانها» در مذاکرات احیای توافقنامه هستهای است و مقامات ایران صریحاً در این خصوص گفتهاند که بدون حلوفصل مسائل پادمانی سخن از توافق معنا ندارد، از سوی دیگر موضع دیگر طرفهای غربی در نقطه مقابل مطالبه ایران بوده است. غربیها اظهار داشتهاند که موضوع پادمان ربطی به برجام ندارد و اعضای برجام نمیتوانند در مورد آن تصمیمگیری نمایند و ایران و آژانس میبایست این موضوع را بین خود حل کنند.
بنابراین با توجه این مواضع، در موضوع تضمین شاید آمریکا بتواند در آینده با گنجاندن عباراتی و جملاتی وعده گونه، ایران را راضی نماید، اما حلوفصل مسائل پادمانی در سایه مواضع سفتوسخت و رویکردهای یکجانبهی تجربهشده آژانس در برابر ایران، چندان آسان به نظر نمیرسد؛ بنابراین میتوان گفت که بزرگترین گرهای که امروز پیش روی انعقاد توافق هستهای وجود دارد، همین موضوع پادمان ها است.
ایران میگوید خواستههای پادمانی آژانس درباره سایتهای ادعایی مشکوک به فعالیت هستهای، سیاسی و صرفاً برمبنای ادعاهای دروغین اسرائیل بوده و وجهه فنی ندارد؛ اما آژانس رویکرد خود را کاملاً فنی دانسته و بر ضرورت دریافت پاسخهای قانعکننده به سؤالاتش پافشاری میکند. مقامات ایرانی اظهار داشتهاند که ابهامات مطرحشده درباره مکانهایی ادعایی در ایران، مربوط بهپیش از سال ۱۳۹۴ و انعقاد توافق برجام است و طرح آنها در مذاکرات جدید موضوعیت ندارد، اما طرف مقابل میگوید که اسناد تازهای که بعد از توافق بهدستآمده و ابهامات تازهای را به وجود آورده که در مذاکرات پیش از سال ۱۳۹۴ ابعاد آن برای جامعه جهانی شناختهشده نبود. در این میان مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی هم نقش پلیس بد ماجرا را بهخوبی بازی میکند. رافائل گروسی در مصاحبههای متعدد خود اعلام کرده که آژانس آماده بستن پرونده پادمانی ایران نیست. رافائل گروسی اظهار داشته که لغو تحقیقات (درباره مسائل پادمانی ایران) چیزی نیست که آژانس (بینالمللی انرژی اتمی) انجام داده و یا بخواهد انجام دهد. این موضوع سادهای است و به ایران بستگی دارد که پاسخها و یا اطلاعات لازم دراینباره را در اختیار ما قرار دهد تا بتوانیم موضوعاتی را شفافسازی کنیم.
دلایل و اصرار ایران به حل مسئله پادمان در توافق
با توجه به وضعیت و مواضع طرفین مذاکرات احیای توافق هسته ای و سیاست اتخاذی ایران، اکنون سؤال مطرحی که پاسخ به آن بهمنظور تنویر افکار عمومی داخلی و بینالمللی لازم و ضروری تلقی میشود، این است که چرا از منظر ایران، مسئله پادمان ها میبایست پیش یا در حین احیای توافق هستهای حلوفصل گردد و چه منطق و دلایلی پشت این مطالبه و اصرار ایران وجود دارد؟
برای رسیدن به پاسخ میبایست به برخی واقعیات و احتمالات موجود و ممکن پیرامون و مرتبط با مسئله، اشاره و توجه داشت.
ابتدا میتوان به رویکرد جانبدارانه آژانس در برابر ایران توجه داشت. با نگاه به این رویکرد که دربرگیرنده تهدید سازی و امنیتی سازی از ایران بوده است، این تحلیل به ذهن تحلیلگر متبادر میشود که اگر توافقنامه هستهای باوجود بازماندن پرونده پادمانی احیا گردد، احتمال بسیار وجود دارد که با بهانههای مختلف و مرتبط با پیامدی، اجرایی شدن توافق احیاشده نیز به تأخیر بیفتد و به عبارتی اجرایی شدن آن مشروط و منوط به بسته شدن (مختومه شدن) پروندههای ادعایی واهی آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران گردد و در سوی مقابل، امکان بازگشت تحریمهای هستهای علیه ایران به دلیل بسته نشدن پرونده پادمانی در آژانس از سوی آژانس، فراهم گردد. در این حالت توافق هستهای جدید برای ایران، نهتنها سودآوری، بلکه ضرر آفرین خواهد بود.
یک واقعیت دیگر قضیه، به مسئله حساسیت و بیاعتمادی ایران نسبت به آژانس بازمیگردد. حساسیتی که بیش از هر چیز به تاریخچه روابط ایران و این نهاد و بیاعتمادی آن نسبت به صلابت و بیطرفی آژانس مربوط است. درواقع، دستکم سه تجربه تاریخی به این بیاعتمادی شکل داده است. اول اینکه شورای حکام آژانس در سال ۲۰۰۶ پرونده ایران را بهصورت غیرقانونی و بدون اینکه ملزومات حقوقی آن فراهم باشد، به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داد و پرونده هستهای را به یک بحران بینالمللی بزرگ برای ایران تبدیل کرد. گام بعدی اینکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی متعاقباً بسیاری از ارزیابیها و گزارشهای خود علیه ایران را برمبنای اطلاعات ادعایی تنظیم و تدوین کرد که از جانب سرویسهای امنیتی یک بازیگر متخاصم (اسرائیل) به آن ارائهشده بود و دیگر اینکه آژانس در برابر خرابکاریها و حملات تروریستی علیه تأسیسات هستهای ایران - که مستعد ایجاد فجایع انسانی فراوانی بودند - برخلاف رسالت خود همواره جانب انفعال را پیش گرفت و همین مسائل درمجموع موجب شده که ایران اینگونه برداشت کند که آژانس حتی قادر به حفظ ظاهر بیطرفی نمیباشد.
از سوی دیگر این واقعیت وجود دارد که حدوداً سه سال دیگر ایران عضو عادی انپیتی خواهد شد. در آن زمان دیگر حتی نیازی نیست که پروتکل الحاقی را بهصورت داوطلبانه اجرا کند. با توجه به وقوع چنین شرایطی است که آژانس و طرفهای غربی تلاش میکنند تا با باز نگهداشتن پروندههای ایران در پیامدی، فضا را برای نظارتهای فرا پادمانی خود از سایتهای هستهای ایران، در آینده دورتر فراهم کنند.
بنابراین بر اساس واقعیات و احتمالات موجود است که ذهن تحلیلگر به ما میگوید که پابرجا ماندن پرونده اختلافي پادمان ميتواند در بهرهبرداري ايران از بندهاي درجشده در توافقنامه احیاشده در راستای عاديسازي فعاليتهاي هستهاي ايران، اختلال و مشکل اساسی ايجاد كند؛دقیقا به این دلیل و دلایل دیگری که اشاره گردید، طرف ايراني معتقد است كه سازوكار تعريفشده ميان سازمان انرژي اتمي ايران و آژانس بينالمللي انرژي اتمي بايد بهموازات مذاكرات احياي برجام پيش رفته و پرونده پادمانی پیش یا همزمان با اعلام خبر احياي برجام مختومه گردد و اگر قرار است این موارد تعیین تکلیف نشود ایران هم به نفع خود نمیبیند مذاکرات را ادامه دهد.
منحیثالمجموع میتوان گفت که مطالبه ایران در مسئله پادمان که طبق آن آژانس انرژی اتمی ادعاهایی درباره سایتهای هستهای تورقوزآباد، مریوان، آباده و ورامین مطرح میکنند که میبایست قبل یا حین توافقنامه، مختومه کردن پرونده پادمانی ایران در آژانس اعلام شود، منطقی، و رفتار مذاکراتی ایران در قبال ۱+۵ و آژانس، یک رفتار کاملاً واقعبینانه، رئالیستی و مبتنی بر منافع ملی است.
نمیشود که ایران بعد از احیای توافق و انجام تعهدات خود، معطل قانع شدن آژانس بماند. براین اساس اگر قرار است که با بازماندن پرونده پادمان، ایران در یک حالت برزخ باقی بماند و یا به عبارتی اگر هدف این باشد که همواره شمشیر تحریم و قطعنامههای آژانس و شورای امنیت بالای سر ایران باقی بماند، ایران ضرورتی برای احیای توافق برجام نمیبیند و تنها احیای توافق با بسته شدن پادمان است که به نفع ایران محسوب میشود؛ بنابراین میتوان گفت که شاید به همین دلایل است که صهیونیستها و بهطور خاص «داوید بارنیا»، رئیس دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی (موساد) صریحاً در کنفرانس اخیر «انستیتو بینالمللی مبارزه با تروریسم» گفته است که پروندههای مرتبط با برنامه هستهای ایران در نزد آژانس نباید بسته شوند.
- 0
- 8
- 1