شاید در گذشته های نه چندان دور دیپلماسیِ جنگ معنا و کاربردی نداشت. برای مثال در زمان جنگ ایران و عراق خیلی از سیاستمداران معتقدند که به دلیل فقدان دیپلماسی و یا پایان دیپلماسی بین دو کشور جنگ رخ داده بود. اما امروزه در دنیای متفاوت قرار داریم که جنگ در کنار وجود انواع و اقسام دیپلماسی ها رخ می دهد یعنی امکانات دیپلماتیک و دلایل دیپلماتیک یا کنشگران دیپلماتیک آنقدر تحول یافته اند که بتوانند تا حدودی مانع جنگ بشوند. به همین دلیل شاید دیپلماسی جنگ برای تحولات آتی تا حدودی کاربرد داشته باشد و بتواند به مرحله یا پله ای جلوتر از دیپلماسی دفاعی قرار بگیرد و به میدان جنگ برسد. در حال حاضر در مناطق مختلف دنیا اتفاقات مختلفی در حال رخ دادن هستند و یا کمی قبلتر رخ داده اند که می توان از اوضاع احوال عراق، یمن، سوریه، اوکراین، و یا کریمه، کوزوو نام برد. مساله آن است که در حال حاضر دیپلماسی بیش از هر زمان دیگر قدرت نرم محسوب می شود و توانایی و کاربرد های مختلفی دارد و در مقابلِ جنگ طلبی و قدرت طلبی و روش های نوستالژیک در گذشته است. اکنون در حین جنگ شاهد دیپلماسی های مختلف طرفین هستیم که ادامه جنگ را تعین می کند در هر جایی از جهان که جنگ رخ داده است بلافاصله دیپلماسی خود را به میدان کشیده است و شاید همین امر منجر شده است که اصطلاح دیپلماسی جنگ رایج تر شود. در گذشته احتمال وارد کردن چانه زنی های نزاع گونه در درون ترمینولوژی دیپلماسی نبود اما به نظر می رسد امروزه این امکان و استحاله اصلاحات با هم وجود دارد.
قدرت طلبی و اقتدار گرایی برخی از کشورهای جهانی به روش های دیپلماتیک و جنگی در کنار هم به معنای باز شدن دریچه ای جدید از دیپلماسی ها و جنگ ها به روی اصطلاحات سیاسی است اصلاحاتی که قدیمی هستند و می توانند با اصطلاحات جدید تلفیق شوند. برای مثال می توانیم به دو مساله که در یک زمان هستند رجوع کنیم مانند برجام و اوکراین، در حالیکه برخی از کشورهای دیگر در حال انجام نشست های دیپلماتیک در وین و حل این بحران هستند کمی آن طرف تر روسیه به اوکراین حمله می کند. در منطقه ای دیگر آمریکا نیروهایش را از افغانستان خارج می کند اما طولی نمی کشد که طالبان پا به میدان می گذارد شاید در همه این ها بتوان دیپلماسی جنگ را در کسب قدرت مطرح کرد.
چه در نشست وین و چه در بحران اوکراین یا طالبان در افغانستان و اوضاع احوال عراق همه کشورها در پی افزایش قدرت خود و تامین منافع ملی هستند اما اینکه امروزه به صورت بارزتری از دیپلماسی در میدان جنگ استفاده می شود نشان می دهد دیپلماسی جنگ از دیپلماسی دفاعی فراتر رفته است.
آیا این به مثابه تلقی اصطلاحات نوستالژیک با اصطلاحات نو و تمایل برخی کشورها برای افزایش قدرت از طریق قدرت سخت در کنار قدرت نرم نمی باشد؟ به نظر می رسد نوعی نو نوستالژیک گرایی در اصلاحات ابزاری قدرت و تامین قدرت کشورها به خصوص کشورهای قوی و ابر قدرت در حال ظهور و آشکار شدن است. همانطور که در عرصه رئالیسم، مکتب و پیروان نو رئالیسم به میدان آمدند و یا در عرصه لیبرالیسم، نئو لیبرال ها مطرح شدند به نظر می رسد برخی اصطلاحات سیاسی قدرت نیز از نوستالژیک به سمت نو نوستالژیک گرایی در حال شدن هستند به همین دلیل ما می بینیم که از دیپلماسی جنگ نیز امروزه استفاده می شود و محوری جداگانه را برای خود در بر گرفته است.
مراد این نوشته از دیپلماسی جنگ کشاندن پای قدرت نرم به عرصه سخت افزاری است و ایجاد برخی اصلاحات سیاسی و دیپلماتیک برای آن که در برخی منابع علمی و یا اغلب منابع و اخبار محاوره ای با ذکر این اصطلاح مواجه می شویم. بنابراین در عصر تحولات کنونی حتی اصلاحات مختلف نیز دچار تحولاتی عظیم شده اند و امکان تلفیق و کنار هم قرار گرفتن حوزه های متضاد در کنار هم حداقل در اصطلاح آفرینی و خلق اصطلاحات سیاسی وجود دارد. قابل ذکر است که در این نوشتار در پی تایید ایجاد و خلق دیپلماسی جنگ و یا رد آن نیستیم بلکه هدف و غایت ، بیان عمق تحولات در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی است که چگونه دیپلماسی محورهای مختلفی همپای تحولات جهانی شدن پیدا نموده است و اگر هم از گذشته وجود داشته است دستخوش برخی تحولات سطحی و یا حداقل اصطلاحی شده است آنگونه که روش نرم و سخت کسب قدرت ملی در اصطلاح دیپلماسی جنگ کنار هم قرار گرفته اند.
- 2
- 107
- 3

27 مهر 1401 | 7:29
Mohammad Abdollahi
MohammadAbdollahi
MohammadAbdollahi
عرض سلام خدمت جناب رییس جمهور رییسی.
حضرتعالی در مصاحبه های انتخاباتی بشدت شعار استفاده از نخبگان و شایسته سالاری را می دادید اما الان سوال بنده این هست چرا این اتفاق نیفتاده و نمی افتد؟ چرا در راس و هیات رییسه دانشگاههای که نهاد های علمی کشور هستند افراد سیاسی بجای افراد علمی انتخاب شده اند؟ چرا لااقل در این امر شرط توازن را رعایت نفرموده اید. بعنوان یک هیات علمی نخبه عرض می کنم خیلی از نخبگان دانشجو از ما سوال می کنند آیا افراد نخبه انسانهای نا شایسته هستند؟ لطفاً این عرض بنده را جدی بگیرید و به این سوال بنده جواب بدهید چقدر نخبه و کار بلد بودن و به اصطلاح شایسته بودن در انتخاب کردن جنابعالی برای دانشگاهها نقش داشته است؟ آیا می دانید یکی از علل مهاجرت نخبه ها همین موضوع هست؟
حضرتعالی در مصاحبه های انتخاباتی بشدت شعار استفاده از نخبگان و شایسته سالاری را می دادید اما الان سوال بنده این هست چرا این اتفاق نیفتاده و نمی افتد؟ چرا در راس و هیات رییسه دانشگاههای که نهاد های علمی کشور هستند افراد سیاسی بجای افراد علمی انتخاب شده اند؟ چرا لااقل در این امر شرط توازن را رعایت نفرموده اید. بعنوان یک هیات علمی نخبه عرض می کنم خیلی از نخبگان دانشجو از ما سوال می کنند آیا افراد نخبه انسانهای نا شایسته هستند؟ لطفاً این عرض بنده را جدی بگیرید و به این سوال بنده جواب بدهید چقدر نخبه و کار بلد بودن و به اصطلاح شایسته بودن در انتخاب کردن جنابعالی برای دانشگاهها نقش داشته است؟ آیا می دانید یکی از علل مهاجرت نخبه ها همین موضوع هست؟

18 آبان 1401 | 7:41
دردانه عابدی
Dordaneh
Dordaneh