تجارت بینالملل در سالهای اخیر رشد قابلتوجهی را تجربه کرده و همین موضوع موجب اهمیت بسیار مهم این موضوع در عرصه روابط بینالملل شده است. ازهمین جهت طبیعی است که کشورهای دنیا به دنبال گسترش تجارت جهانی خود باشند.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ و استقلال کشورهای گوناگون از این اتحاد، شاهد شکلگیری برخی مشکلات در این کشورها بودیم. مشکلاتی که هرکدام نقش مهمی را در جلوگیری از رشد و توسعه کشورهای تازهاستقلالیافته ایفا میکردند. بهعنوانمثال در برخی کشورها مانند تاجیکستان و قرقیزستان برخلاف کشورهایی مانند ترکمنستان و قزاقستان شاهد منابع زیرزمینی سرشار بهخصوص نفت و گاز نیستیم که این موضوع موجب کاهش درآمدهای این کشورها شده است. بهنوعی این کشورها دارای اقتصاد بسیار ضعیف بودهاند که جدایی و استقلال از اتحاد جماهیر شوروی سبب تشدید این موضوع شده است.
علاوه بر بروز این مشکلات، یکی از مهمترین مشکلات کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز موقعیت جغرافیایی این کشورها است. کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به جز کشور گرجستان Land lock یا محصور در خشکی هستند. این موضوع سبب شده است که روند صادرات این کشورها بهخصوص کشورهای تولیدکننده انرژی یعنی قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان که محصور در خشکی هستند و به آبهای آزاد دسترسی ندارند با مشکلاتی روبرو شود. از همین جهت و در سالهای پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال آنها، یکی از راههای کشورهای تولیدکننده نفت و گاز برای صادرات محصولات خود انتقال از طریق خطوط لوله است. بر همین اساس کشورهای تولیدکننده خط لولههای گوناگونی مانند BTC ، BTE و Line A,B,C,D را احداث کردند. یکی دیگر از راههای انتقال که در این نگاشت سیاستی تلاش میشود آن را مورد بررسی قرار دهیم، سواپ انرژی است. در ابتدا بهصورت مختصر موانع انتقال نفت و گاز از طریق خط لوله و پس از آن سوآپ انرژی ایران با کشورهای این منطقه تشریح میشود که قرارداد سوآپ در شرایط فعلی ایران چگونه می تواند راهگشا باشد.
موانع انتقال نفت و گاز از طریق خطوط لوله نفت و گاز
همانطور که اشاره شد کشورهای تولیدکننده انرژی منطقه آسیای مرکزی و قفقاز یعنی کشورهای ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان محصور در خشکی بوده و دسترسی به آبهای آزاد ندارند. این کشورها در سالهای اخیر تلاش کردند با گسترش خطوط لوله انتقال نفت و گاز، تولیدات انرژی خود را صادر کنند. دراینبین اما برخی موانع در راه خطوط لوله وجود دارد. مهمترین موانع در راه خطوط لوله را میتوان شرایط جغرافیایی بدانیم. شرایط جغرافیایی مانند دریا و یا کوه، مانع جدی بر سر راه انتقال منابع از طریق خطوط لوله است. از دیگر موانع انتقال از طریق خطوط لوله، عبور آن از چند کشور است. معمولاً ساخت خط لولهای که از چند کشور، عبور کند دارای شرایط ویژهای و نیازمند مذاکرات و تأمین مالی مناسب دراینخصوص است. بهعنوانمثال شاهد مشکلات در خصوص ایجاد خط لوله با عبور از چند کشور در خط لوله تاپی بودیم که همچنان پس از گذشت سالها به نتیجه نرسیده است. همچنین تأمین امنیت خطوط لوله با عبور از چندین کشور، امری سخت است که هدف خطرناکی برای حملات تروریستی محسوب میشود. همچنین مهمترین مشکل خطوط لوله برای کشورهای تولیدکننده، عدم مرز مشترک با کشورهای مشتری است که این نکته از مهمترین موانع خطوط لوله انتقال نفت و گاز محسوب میشود.
عدم دسترسی کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز (به جز گرجستان) به آبهای آزاد، سبب تمایل هرچه بیشتر این کشورها به انعقاد قراردادهای سوآپ انرژی شده است. برای مثال، در سوآپ نفتی، ایران نفت خام کشورهای آسیای مرکزی را در دریای خزر دریافت کرده و طبق قرارداد منعقدشده، همان میزان نفت یا گاز دریافتی را در جنوب کشور و در خلیجفارس به مشتریان این کشورها تحویل میدهد. از نقطهنظر جغرافیایی، کشور جمهوری آذربایجان از منطقه قفقاز، همچنین ترکمنستان و قزاقستان از آسیای مرکزی، بیشترین تمایل را به انعقاد این نوع قراردادها در زمینه سوآپ نفتی با ایران دارند. کشورهای فوق با وجود تولید، استخراج نفت و همچنین فراوردههای نفتی، توانایی انتقال کمهزینه این کالاها را به مشتریان خود ندارند. در همین راستا کشور آذربایجان تلاش کرده است که از طریق منطقه نخجوان و کشور ترکیه صادرات نفت و گاز خود به اروپا را دنبال کند.
مزایای سوآپ انرژی برای ایران و کشورهای تولیدکننده انرژی
قرارداد سوآپ انرژی برای کشورهای طرف قرارداد، دارای مزایای بسیاری است. از مزایای انعقاد قرارداد سوآپ میتوان به کاهش وابستگیهای کشورهای آسیای مرکزی به روسیه در حوزه انرژی نام برد. در واقع کشورهای تولیدکننده انرژی بر اساس نظریه امنیت انرژی، به دنبال متنوعسازی مسیر صادرات خود هستند که سوآپ با ایران میتواند گزینهای مطلوب باشد. مسیری که صادرات نفت و گاز را به جز مسیر روسیه امکانپذیر میسازد. یکی از مزایای بسیار مهم سوآپ انرژی و صادرات انرژی از مسیر ایران، کمهزینهتر بودن مسیر صادرات ایران نسبت به سایر مسیرها برای کشورهای تولیدکننده است. در واقع مسیر صادرات انرژی از ایران مسیری کوتاهتر از لحاظ زمانی و همچنین بهصرفه از لحاظ اقتصادی به دلیل وجود زیرساختهای لازم برای صادرات است. همچنین یکی دیگر از مزایای سوآپ انرژی دسترسی کشورهای تولیدکننده نفت و گاز به آبهای آزاد و خلیجفارس است. خلیج فارسی که پل ارتباطی برای صادرات نفت و گاز به بازار بزرگ کشورهایی مانند چین و هند است. بازاری که بهخوبی میتواند مقصد نفت و گاز کشورهای تولیدکننده انرژی آسیای مرکزی و قفقاز باشد.
یکی از موضوعات بسیار مهم، ظرفیت مناسب ایران در زمینه سوآپ وضعیت ثبات و امنیت مناسب در داخل خاک ایران برای صادرات نفت و گاز است که شاهد هیچگونه مشکل امنیتی در داخل مرزهای ایران نیستیم. موضوعی که خلاف آن را در کشورهای همسایه ایران، شاهد هستیم. یکی دیگر از مزایای سوآپ انرژی برای ایران، ارتقا نقش ایران در زمینه انرژی و بهنوعی هاب انرژی در منطقه است. اتفاقی که میتواند سیاست انزوای ایالات متحده آمریکا بهخصوص در زمینه انرژی را با شکست روبهرو سازد. همچنین یکی از مهمترین مزایای سوآپ انرژی تقویت همکاریهای دو یا چندجانبه میان ایران و کشورهای منطقه آسیای مرکزی، قفقاز و یا کشور روسیه باشیم. همکاریهایی که میتواند زمینه سایر همکاریها در زمینههای مختلف را فراهم کرده و بستر مناسب را ایجاد کند.
نکته بسیار مهم سوآپ انرژی برای ایران، میتواند نقش ایران را بهعنوان لیدر انرژی در آسیای مرکزی و قفقاز بهبود بخشد. ایران میتواند در آینده نقشی کلیدی را در زمینه انرژی داشته باشد و در هر طرح یا خط لوله این منطقه که در حال احداث است، مشارکت داشته باشد. این موضوع میتواند موقعیت ژئوپلیتیکی ایران را بهبود بخشد و از طرفی ایران میتواند در این منطقه بهویژه برای کشوری که یک تولیدکننده نفت و گاز است، دست بالا را داشته باشد، زیرا در صورت توسعه سوآپ ایران، این کشور به صادرات آن نیاز دارد؛ زیرا این راه از نظر اقتصادی برای این کشور بیشتر است. گسترش روابط میان ایران و کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، به نفوذ هرچه بیشتر ایران در این منطقه منجر شده و میتواند به یکی از اهرمهای سیاست خارجی ایران برای جلوگیری از نفوذ ایالات متحده در این منطقه تبدیل شود. بهطورکلی میتوانیم مزایای سوآپ انرژی برای ایران و کشورهای تولیدکننده انرژی آسیای مرکزی و قفقاز را معامله برد - برد بدانیم.
در حوزه انرژی، ایران میتواند از نفت سوآپ شده را در شمال ایران استفاده کند، زیرا این قسمت از ایران سردتر از مناطق دیگر و در بیشتر فصلهای سرد سال نیاز به استفاده از گاز برای گرمایش مصرف خانگی است. اگر ایران سوآپ نفت و گاز در شمال نداشته باشد، برای مصارف خانگی باید گاز را از خلیجفارس و جنوب به شمال منتقل کنیم که هزینه ایجاد خط لوله بسیار بالاست و سوآپ راه بهتری برای پشتیبانی از شمال در زمستان است. با استفاده از سوآپ نیاز به ساخت خط لوله از جنوب کشور به شمال نیست.
موانع سوآپ انرژی
یکی از مهمترین دلایل عدم موفقیت سوآپ انرژی در سالهای اخیر را میتوان رویکرد وزارت نفت در دورههای مختلف ریاستجمهوری ایران بدانیم. بهترین مصداق در این مورد، لغو قراردادهای سوآپ نفتی میان ایران و کشورهای آسیای مرکزی از سوی وزارت نفت دولت دهم جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۱۰ میلادی است. همین امر موجب طرح شکایت این کشورها از ایران در دیوان داوری شد که نتیجه آن، الزام ایران به پرداخت ۵.۵ میلیون دلار شد. بهنوعی تصمیمات سیاسی و عدم استقبال و توجه دولتمردان گذشته به منطقه آسیای مرکزی و قفقاز سبب تنزل جایگاه ایران در این منطقه شده است. یکی دیگر از موانع اجراییشدن سوآپ انرژی در سالهای اخیر نفوذ و لابی ایالات متحده آمریکا در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز است. ایالات متحده آمریکا به دلیل حساسیت نسبت به حضور و نفوذ ایران در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، هرگونه همکاری میان ایران و کشورهای این منطقه را بهعنوان خط قرمز خود تعریف میکند یا تلاش میکنند پروژههای برای دورزدن و انزوای ایران را دنبال کنند. همچنین از طریق تحریمهای اعمالی از سوی ایالات متحده آمریکا علیه ایران، این موضوع موجب عدم گسترش همکاریهای میان ایران و دیگر کشورها در حوزه انرژی شده است. گرچه سوآپ از لحاظ اقتصادی بسیار باصرفهتر از انتقال نفت و گاز از طریق خطوط لوله است که البته نیازمند زیرساختهای لازم دراینخصوص است. بهعنوانمثال وجود دو خط لوله کرپچه - کردکوی و دولتآباد - سرخس - خانگیران زیرساختهای لازم برای انتقال بیش از ۲۰ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی بهصورت سالیانه وجود دارد درحالیکه زیرساختهای اینچنینی برای انتقال گاز یا نفت کشور آذربایجان وجود ندارد. در واقع نکته مهم کمبود ظرفیتهای لازم برای گسترش و توسعه سوآپ انرژی است. اگرچه دولت سیزدهم رویکردی کاملاً متفاوت در توسعه سوآپ انرژی داشته است.
رویکرد دولت سیزدهم در زمینه سوآپ انرژی
با روی کار آمدن دولت سیزدهم و در راستای تقویت همکاری با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز شاهد امضای قراردادهای گوناگون در زمینههای مختلف از جمله انرژی با کشورهای این مناطق بودیم. یکی از مهمترین قراردادهایی که در سال ۱۴۰۰ به امضا رسید، قرارداد سوآپ گازی میان سه کشور ترکمنستان، ایران و آذربایجان بود. بر اساس این قرارداد که در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۰ قراردادی سهجانبه میان ترکمنستان، ایران و آذربایجان در خصوص قرارداد سوآپ گاز به امضا رسید، بر اساس آن ایران گاز ترکمنستان را دریافت کرده و علاوه بر تأمین گاز مناطق شمالی، گاز را به کشور آذربایجان منتقل میکند. این قرارداد بدون سقف زمانی و سالیانه ۱٫۵ تا ۲ میلیارد مترمکعب گاز از ترکمنستان به آذربایجان را منتقل میکند. جواد اوجی وزیر نفت دولت سیزدهم ایران که به جمهوری آذربایجان سفرکرده بود، ۱۳ خرداد به همراه میکائیل جباران، وزیر اقتصاد جمهوری آذربایجان تفاهمنامه افزایش همکاریهای دوجانبه را امضا کرد. بر اساس این تفاهمنامه، دو طرف توافق کردند حجم گاز انتقالی سالانه ترکمنستان به جمهوری آذربایجان از طریق خطوط ایران را دوبرابر کنند. امکان افزایش حجم این قرارداد در آینده نیز وجود خواهد داشت. این قرارداد بهصورت حجمی است و ایران بهعنوان هزینه سوآپ بخشی از گاز انتقالی را برمیدارد. همچنین تقاضای افزایش میزان صادرات از طریق کشور ترکمنستان وجود دارد. مهمترین نکته در امضای این قرارداد، احیای سوآپ گازی با کشور ترکمنستان و آذربایجان بود. موضوعی که سالها و در دولتهای گذشته موردتوجه قرار نگرفته بود که با روی کار آمدن دولت سیزدهم شاهد این گام مثبت بودیم.
یکی دیگر از قراردادهای مهمی که در دولت سیزدهم در زمینه سوآپ به امضا رسید قرارداد با کشور روسیه است. در ماه جولای سال ۲۰۲۰ شرکت نفتی گازپروم روسیه و شرکت ملی نفت ایران یادداشت تفاهمی را در زمینه همکاریهای استراتژیک به ارزش ۴۰ میلیارد دلار امضا کردند. بر اساس این قرارداد، این دو شرکت متعهد به اکتشاف و توسعه در میادین نفت و گاز ایران، اجرای پروژههای ال. ان. جی و ساخت خطوط انتقال گاز شدند. ایران اعلام کرد که این آمادگی وجود دارد تا روزانه ۹ میلیون مترمکعب از گاز روسیه را از طریق خط لوله آذربایجان دریافت کند. دو کشور همچنین توافق کردند تا ۶ میلیون مترمکعب گاز ال. ان. جی را در قالب سوآپ به ایران بفرستند تا ایران به کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس انتقال دهد؛ اما این انتقال از طریق ترکمنستان خواهد بود که در ماههای گذشته همکاریهای گاز خود را با ایران افزایش داده است. در ماه اکتبر ۲۰۲۰، الکساندر نواک معاون نخستوزیر روسیه گفت که بر اساس توافق سوآپ نفت و گاز با ایران، تهران در مرحله اول قادر خواهد بود که سالانه بیش از ۵ میلیون تن نفت و ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز روسیه را خریداری و منتقل کند.
برای صادرات و سوآپ نفت و گاز روسیه دو مسیر وجود دارد. مسیر اول، ترانزیت نفت روسیه از طریق خط لوله نکا - جاسک که در صورت ساخت، نفت خام کشورهای قزاقستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و روسیه را از طریق بندر نکا در ساحل دریای خزر به بندر جاسک در دریای عمان منتقل میکند. ظرفیت برنامهریزیشده این خط لوله 6/1هزار کیلومتری، یک میلیون بشکه نفت در روز است. بعد از حمله نظامی روسیه به اوکراین، روسیه روزانه دو میلیون بشکه نفت مازاد دارد که در صورت احداث خط لوله نکا - جاسک این نفت مازاد میتواند از این مسیر جابهجا شود. انتقال نفت از این مسیر هزینه ترانزیت روسیه کاهش مییابد، همچنین ایران نیز با دریافت حق سوآپ و کاهش هزینه ترانزیت نفت خود از جنوب به شمال سود میبرد.
مسیر بعدی، خرید نفت از روسیه برای پالایشگاههای تهران و تبریز و تهاتر آن با نفت در جنوب کشور است. مشابه این قرارداد در سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۹ برای کشور قزاقستان وجود داشت. در این قرارداد، شرکت ویتول روزانه ۳۵ تا ۷۰ هزار بشکه نفت قزاقستان را خریداری کرده و در شمال به ایران تحویل میداد و سپس نفت ایران را از جنوب برای صادرات تحویل میگرفت. ما بهازای این سوآپ، ایران بشکهای 5/1دلار بهعنوان حق سوآپ دریافت میکرد. این قرارداد در دولت دهم از طرف ایران بهصورت یکطرفه فسخ و در نهایت ایران محکوم به پرداخت خسارت شد. طبق اعلام دولت سیزدهم، با احیای این مسیر ترانزیتی، ایران امکان سوآپ ۱۰ میلیون تن را باتوجهبه زیرساخت آن دارد.
ارائه راهکارهایی در خصوص تقویت سوآپ انرژی
در انتها، برخی پیشنهاداتی که میتواند در بهبود و گسترش سوآپ انرژی با کشورهای همسایه ایران را داشته و بهبود وضع کنونی نقش داشته باشد را ارائه میکنیم.
1. تقویت و احداث زیرساخت لازم برای گسترش سوآپ انرژی با کشورهای همسایه.
2. متنوعسازی سوآپ انرژی و فراتر رفتن از نفت و گاز مانند قرارداد منعقد شده با کشور ارمنستان که درازای تحویل گاز طبیعی به این کشور، برق در مقابل آن در یافت میشود.
3. سرمایهگذاری ایران در کشورهای تولیدکننده و طرحهای انتقال انرژی به ایران.
4. بررسی و امکانسنجی میزان نیاز کشورهای همسایه ایران به انرژی (نفت و گاز طبیعی).
5. انعقاد قراردادهای بیشتر و بر اساس ظرفیت برای گسترش حجم سوآپ انرژی.
6. کاهش هزینه ترانزیتی ایران برای مبدل شدن ایران به هاب ترانزیتی منطقه.
7. انعقاد قراردادهای طولانیمدت و افزایش حجم سوآپ بهصورت سالیانه.
8. همکاری نزدیک وزارت امور خارجه و وزارت نفت در خصوص سوآپ انرژی.
9. اعطای معافیت مالیاتی در خصوص سرمایهگذاران خارجی و داخلی در زمینه سوآپ انرژی.
جمعبندی
بهطورکلی میتوان سوآپ انرژی را برای ایران، سیاست و راهبردی بسیار مثبت بدانیم. راهبردی که زیرساختهای لازم برای اجراییشدن آن وجود دارد. در واقع ایران با اجراییشدن سوآپ انرژی با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز میتواند به هاب انرژی منطقه تبدیل شود. رویکردی که موجب تقویت جایگاه انرژی ایران در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز خواهد شد. علاوه بر موضوعات تبادلات انرژی، سوآپ انرژی میتواند بر سایر ابعاد عرصه بینالملل یعنی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیز تأثیر فراوان داشته باشد. با گسترش همکاریهای اقتصادی در زمینه انرژی، سرمایهگذاریهای گسترده در ایران از سوی کشورهای تولیدکننده برای انتقال گاز صورت میپذیرد. علاوهبرآن گسترش ترانزیت انرژی از راه ایران میتواند قدرت چانهزنی ایران در مسائل منطقهای را تقویت کرده و بهبود ببخشد. همچنین موضوع گسترش سوآپ انرژی میتواند موجب حضور و نفوذ ایران در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز شده و به دنبال آن ایران را به کشور مهم در عرصه تحولات این منطقه مبدل کند.
به نظر میرسد با عزم جدی دولت سیزدهم در گسترش سوآپ انرژی، میتوان به چشمانداز آینده این نوع قراردادها خوشبین بود. خوشبینی که میتوان امضای قرارداد سوآپ با روسیه را مهر تأییدی بر آن بدانیم. رویکرد مناسب و توجه دولت سیزدهم به منطقه آسیای مرکزی و قفقاز که در مرکز توجه سیاست خارجی و دولت ایران قرار گرفته است را میتوان در سفرهای پرشمار مقامات دولتی ایران یا کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز مانند ترکمنستان به ایران بدانیم. توجهی که پیشبرد سوآپ انرژی را بیشازپیش تقویت کرده است. راهبردی که بهخوبی منافع ایران در زمینه تجاری و سیاسی را تأمین میکند. میتوان اهمیت تقویت سوآپ انرژی را چندبعدی بودن این موضوع بدانیم.
نکته بسیار مهمی که در سالهای اخیر و در عرصه بینالملل بهخوبی قابلمشاهده است که مسائل محدود به یک عامل یا فاکتور نبوده و درهمتنیدگی خاصی میان تمام عناصر وجود دارد. به همین دلیل است که اهمیت موضوعاتی مانند سوآپ انرژی موردتوجه قرار گرفته است. اهمیتی که معطوف به بخش اقتصادی نبوده و مهمتر از آن میتواند سیاست انزوای ایران که در سالهای اخیر موردتوجه ایالات متحده آمریکا و همپیمانان آن بوده را با شکست مواجه سازد. موضوعی که جدیت و توجه بیشتر تمامی ارگان و وزارتخانههای مربوطه را نیاز دارد تا منافع کشور را بهخوبی تأمین نماید.