ضرورت توجه به الگوی همه جانبه و مشارکتی
پرداختن به موضوع پیشرفت و احیای روستا، نیازمند تامل در رویکرد و الگوی توسعه میباشد. فقدان جامعیت و بی توجهی به ابعاد اجتماعی توسعه، حلقه مفقوده در بکارگیری الگوهای توسعه است. علاوه بر آن بی توجهی به متدولوژی و چگونگی اجرای آن در طراحی و اجرای الگوی توسعه سبب تسلط رویکرد ترجمهای درطراحی و بکارگیری الگوها شده است. لذا فقدان الگو و ضرورت کشف و خلق الگو ایجاب میکند تا به سازوکار خلق و طراحی الگوها اندیشه شود.
از آنجا که توسعه امری همه جانبه است، فرآیند طراحی الگوی توسعه نیازمند سازوکاری برای مشارکت همه ذیحقان و ذینفعان میباشد. لکن فقدان سازوکارهای مشارکتی نیز از دیگر نارسایی های این عرصه است. در همین راستا تشکلهای مردمی بستر مناسب برای طراحی مشارکتی الگوی توسعه میباشد.
از آنجا که دولتها توان و قابلیت محدودی دارند ضرورت همه جانبه بودن طراحی و اجرای الگوی توسعه، ایجاب میکند تا دولتها بسترهای تقویت و نقشسپاری به تشکلهای مردمی را فراهم آورند. استفاده از ظرفیت تشکلهای مردمی به منظور مشارکتدهی به ذیحقان برنامههای توسعه نیازمند توجه به سه سطح از مسائل است: الف) مسایل داخلی تشکلهای مردمی؛ ب) مسائل مرتبط با تعامل میان تشکلها؛ ج) مسائل مرتبط با تعامل تشکلهای مردمی با حاکمیت.
نقشآفرینی موثر تشکلهای مردمی یک فرآیند دائمی در حرکت به سوی حکمروایی مردمی است که نیازمند ایجاد بسترهای لازم در زمینههای مختلف آموزش، دسترسی به اطلاعات، تیمسازی، فعالیت مشارکتی و ... برای تقویت و نقشسپاری به آنها میباشد. مشارکت کارآمد تشکلهای مردمی در طراحی و اجرای الگوهای توسعه همه جانبه نیازمند اقدامات زیر میباشد:
- بازآفرینی سازوکارهای نظارتی و اجرایی دولتی بر تشکلهای مردمی
- واگذاری امور تصدیگرایانه دولتی در حیطه فعالیتهای تشکلهای مردمی به آنها
- سازوکاریی برای پیگیری مسایل تشکلها در حاکمیت.
لازم به توضیح است که طراحی الگوهای توسعه همه جانبه و مشارکتی باید به دور از آسسیب کمالگرایی و جامعیتگرایی افراطی در طراحی الگو باشد. لذا الگوسازی بدور از ممعطل سازی امور باید عمل را مبتنی بر راهبردهای اصلی قرار دهد.
توسعه نیافتگی روستاها و بازنگری در الگوی توسعه روستایی
الگوهای توسعه روستایی نیز مستثنی از مسائل فوقالذکر نیست، مضاف بر آن روستاهای ایران دو کلان مساله اصلی دارند که عامل تداوم توسعه نیافتگی آنها است. کلان مساله نخست «هویت روستا» است و دومین مساله «اقتصاد روستا» میباشد. بیهویتی روستا بعنوان کلان مساله نخست، از بی ماموریتی روستا در اقتصاد و توسعه کشور ناشی میشود. مساله اقتصاد روستا و نابسامان بودن آن نیز بدلیل فقدان نقشآفرینی تولیدکنندگان روستایی در تجارت روستا، و میدانداری شبکه دلالی در اقتصاد روستایی است، که منجر به کاهش منافع روستاییان از تولیدات روستایی، کاهش کیفیت زندگی روستاییان و در نتیجه مهاجرت روستاییان شده است.
در ایران 92 هزار سکونتگاه، 60 هزار روستا و 37 هزار روستای با بیش از 30 خانوار وجود دارد، که در روستاها حدود 16 دستگاه به طور مستقیم و غیر مستقیم فعالیت دارند. تشتت فعالیتهای درون روستا بدلیل فقدان متولی واحد و مشخص سبب تنزل بیش از پیش جایگاه و وضعیت روستاهای کشور و در نتیجه تشدید مسایل آن شده است. لذا به منظور حرکت به سوی توسعه همه جانبه روستاها، بازنگری در ساختار هرمی مرتبط با روستا و توجه به سازوکارهای مشارکتدهی روستاییان ضرورت دارد. لذا برای حل مساله اقتصاد روستا میبایست بسترهای مبتنی بر مشارکت روستاییان به منظور ساماندهی تولیدات روستایی، بازاریابی، برندسازی و بازگشت منافع به روستاییان ایجاد و تقویت شود.
در حال حاضر در روستاها 7800 تعاونی روستایی و کشاورزی و 2 هزار تعاونی کشاورزی وجود دارد؛ اما متاسفانه این شرکتها با دور شدن از ماهیت تعاونی فاقد کارکرد لازم برای میدانداری روستاییان و تولیدکنندگان روستایی در اقتصاد و بازار روستایی و همچنین بازگشت سود و منافع فعالیت اقتصادی به روستاییان میباشند.
لذا احیای روستاها با الگوی توسعه همه جانبه اقتضا میکند تا مساله مالکیت و منافع روستاییان و تولیدکنندگان روستایی در بستری با مشارکت همه ذیحقان و ذینفعان تعیین تکلیف گردد. این بستر مشارکتی با در اختیار داشتن منابع پراکنده تخصیصی به روستا و همچنین واگذاری وظایف اجرایی دستگاههای مختلف در روستا به آن، قادر خواهد بود تا با ممانعت از موازیکاری و تشتت امور، به پیشرفت روستا سامان دهد.
متشکل سازی، مشارکت دهی و نقش سپاری به روستاییان در توسعه و پیشرفت روستاها، علاوه بر حل مسائل اقتصادی روستا، به احیای هویت روستاییان منجر خواهد شد. این بستر نقشآفرینی روستاییان در اقتصاد روستا منجر میشود تا بازار محصولات روستایی منفک از روستا و تولیدکنندگان روستایی نشود و در نتیجه روستاییان از منافع اقتصاد روستا بهرهمند شوند. در غیر این شرایط بازارهای مدعی احیای روستا عملا تبدیل به واسطههای مضر و ناکارآمد برای اقتصاد روستا میگردد.
از دیگر موضوعاتی که باید در بازآفرینی الگوی توسعه روستایی به آن اندیشید، شیوه ارتباط روستا – شهر میباشد علاوه بر آن باید در طرحهای در حال اجرا مانند طرح هادی که با نگاهی شهری به روستاها، مانع پیشرفت روستاها است، بازنگری صورت گیرد.
متشکلسازی روستاییان در قالب تعاونی
تعاونی بدلیل ظرفیتها و فرصتهای قانونی و ساختاری، شیوه مناسبی برای متشکلسازی روستاییان در احیای روستاها میباشد. با این وجود بخشینگری، فقدان بروزرسانی سازوکارهای فعالیت جمعی و همچنین ضعف در معرفی شیوه تعاونی از جمله آسیبها و موانع تقویت و توسعه تعاونی به عنوان قالب مشارکتیابی روستاییان در احیای روستاها میباشد، لذا احیای روستا با محوریت روستاییان در قالب تعاونی ایجاب میکند که به این مسائل اندیشیده شود.
از آنجا که تعاون شیوهای بر پایه همیاری و مشارکت میباشد و روستا و فرهنگ روستایی از دیر باز مبتنی بر کار جمعی و تعاون بوده است روستاها آمادهترین بستر برای نقشآفرینی روستاییان در پیشرفت و آبادانی روستاها با بکارگیری شیوه تعاونی خواهد بود. روستاها منابع عظیم و بسیاری دارند و احیای روستاها با محوریت تعاون ایجاب میکند تا در طراحی راهبردی و استراتژیک همه ظرفیتهای انسانی و طبیعی شناسایی و فعالسازی شود و برای همه آن ظرفیتها نقش و جایگاه در پیشرفت و آبادانی روستا تعریف گردد. شیوه تعاونی مطابق معارف قرآنی یک مکتب است که مبتنی بر «بر» و «تقوا» میباشد. راهبرد اصلی قویت و توسعه این شیوه نیز مفاد اصل چهلوسوم و چهلوچهارم قانون اساسی مشخص میکند.
البته انتظار میرود در فرآیند احیای روستا با آموزش، فرهنگسازی وگفتمانسازی ماهیت و سازوکارهای تعاونی، شیوه تعاونی در میان روستاییان نهادینه شود. نهادینه شدن شیوه تعاون سبب میگردد تا این امر از پدیدهای «برانگیخته» به «خود انگیخته» تبدیل گردد. چرا که به میزان درونی شدن سازوکارهای تعاونی میان روستاییان، امر پیشرفت روستا با محوریت روستاییان پایدارتر و قوام یافتهتر خواهد شد.
تحقق این مهم مستلزم توجه به بایستههایی میباشد. اولا باید پذیرفت که چرخی از نو ساخته نشود و پیش از این بسیاری به این موضوع پرداخته اند، لذا تجارب داخلی و خارجی باید مورد توجه قرار گیرد. تجربیات میبایست خوانش انتقادی شود و نقاط قوت و ضعف آن شناسایی شود، تا الگوی جدید دارای نقاط قوت پیشینیان و فاقد نقاط ضعف آنها باشد. بایسته دوم رفع آشفتگی در واژه ها است باید از مفاهیم ترجمان صحیحی ارائه کرد تا براساس ترجمان جدید، میان نخبگان و فعالین این حوزه، وحدت رویه ایجاد شود. البته واضح است ایجاد وحدت رویه فرآیندی دائمی و زمانبر میباشد.
لازم به توضیح است که تعاون در قوانین و ساختار فعلی ظرفیت خوب و قابل استفادهای دارد لکن قوانین و ساختار فعلی بخش تعاون تفاوتهای قابل توجهی با ماهیت و کارکرد اصلی شیوه تعاونی دارد لذا یکی از اهداف طراحی الگوی جدید تعیین تکلیف قوانین و ساختار متناسب با ماهیت تعاون است.
سعید فرزانمهر
- 2
- 35
- 1

bolandian

danialmavali68
بدلیل وجود تنگناهایی در توسعه روستایی ایران و برنامه ریزی آن باید در جهت اقدامات زیر گام برداشته شود :
· بدلیل عملی نشدن طرح تجمیع در ایران باید روستاهای مرکزی جهت ارائه خدمات بهتر شناسایی شود .
· تعادل مناسب در سیستم فضایی مناطق برای توزیع عادلانه حد اقل امکانات و خدمات ضروری برای آحاد روستائیان ایجاد شود .
· در مورد روستا های خیلی کوچک ، در راستای توسعه انسانی و خدمات رسانی نباید فقط از دید صرفا" اقتصادی نگریسته شود .
· در جهت تلفیق صنایع روستایی در چهار چوب برنامه ریزی ملی سراسری تلاش شود و اقداماتی در جهت تشویق صنایع جدید و کوچک مقیاس در روستا صورت گیرد .
· مشارکت تعاملی روستائیان در طرح ،برنامه ریزی ،اجرا و ارزشیابی برنامه ها جهت عملی شدن و مؤفقیت آمیز بودن آنها ضروری است .
· نیاز سنجی افراد منطقه مورد نظر قبل از برنامه ریزی امری اجتناب ناپذیر باید باشد .