سیاست خارجی معمولا یکی از معدود حوزه هایی است که به همراه سیاست دفاعی و پولی/ مالی از واگذاری صلاحیت ها به نهادهای مستقل مستثنی شده است. در نتیجه، تعجب آور نیست که دولت های موجود اغلب با شک و تردید به مشارکت کنشگران غیردولتی در عرصه بین المللی نگاه می کنند. آنها اغلب این موضوع را به طور بالقوه تضعیف حاکمیت خود و گاهی در تضاد با تعقیب منافع ملی گسترده تر می دانند. اما، در جایی که اختیارات و مرزهای دولت های موجود مورد مناقشه قرار نمی گیرند، این ترس ها اغلب ضعیف و بی اساس هستند.
با عطف به تحولات عظیم جهانی شدن، کارکرد پارادیپلماسی و نتایج آن بسیار مثمر ثمر واقع شده است، در این بین اگرچه کنشگران مختلفی به میدان آمده اند اما همچنان اختیارات اساسی دولت در اداره کشور و حاکمیت پابرجا است و عملگرایی کنشگران غیردولتی در زمینه افزایش ارتباطات به معنای نقض حاکمیت نیست بلکه در سلسله مقررات و چارچوب هایی که از سوی دولت ارائه می شود عمل می کنند. شاید بهتر باشد محول کردن برخی حوزه های سیاست خارجی به کنشگران غیر دولتی را بیان نماییم که در برخی موارد پارادیپلماسی بسیار مفیدتر از اقدامات دولتی اجرا شده است. گروهی پارادیپلماسی را به عنوان چالش مطرح کرده اند اما می توان با هدایت کنشگران پارادیپلماتیک در مناطق حساس آن را از چالش به فرصت تبدیل نموده و با اعطای مسولیت در تحقق منافع ملی چالش ها را از بین برد و به فرصت تبدیل کرد، لذا به جای تلقی پارادیپلماسی به عنوان یک تهدید، باید آن را به عنوان یک ضرورت و فرصت در فرآیند مدیریت سازنده بیان کرد.
این وضعیت منعکس کننده روندی است که حداقل برای یک دهه در سطح دولت ها ادامه داشته است. سیاست خارجی دیگر منشأ انحصاری وزارت خارجه نیست بلکه در نتیجه جهانی شدن و تشدید ادغام منطقه ای است و منجر شده است که دولت و وزارت خارجه به توسعه سیاست های خارجی خود، به ویژه در زمینه های سیاست اقتصادی و تجاری، محیط زیست، کشاورزی و حتی در حوزه های سنتی تر سیاست داخلی مانند دادگستری و امور داخلی پرداخته اند که بی تردید نیاز به کنشگران فرو ملی در این زمینه امری آشکار است و پارادیپلماسی را به میدان عمل می کشاند.
مشارکت نهادهای خودمختار در عرصه بین الملل در اغلب موارد با اهداف سیاست خارجی ملی مغایرتی ندارد، در واقع مکمل آنها بوده و از آنها سود می برد. تجربه کشورهای مختلف ثابت کرده است که امروزه کنشگران فروملی در برخی موارد بهتر از دولت ها می توانند به برقراری ارتباطات مختلف بپردازند از این رو جمهوری اسلامی ایران با عطف به وجود ظرفیت های مختلف داخلی و توانایی برخی کنشگران داخلی در زمینه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی می تواند از طریق ارتباطات پارادیپلماتیک موجب هم افزایی ملت ها و هم سویی دولت های مد نظر شود. در عصر کنونی برای اینکه دولت ها از حق حاکمیت تا حد ممکن برخوردار شوند و مردمشان از آن بهره ببرند، دولت ها باید قدرت های خود را با دیگر بازیگران در عرصه بین المللی به اشتراک بگذارند. با این حال، مثال پارادیپلماسی به وضوح نشان می دهد که دولت ها همچنان حاملان نهایی حاکمیت هستند. پارادیپلماسی در بهترین حالت، صلاحیتی است که به کنشگران غیر دولتی واگذار می شود و از این رو این دولت مستقل است که تصمیم می گیرد چقدر از قدرت خود را به اشتراک بگذارد. مشارکت در عرصه بین المللی به این معنا نیست که کنشگران پارادیپلماتیک می توانند سیاست هایی را بدون توجه به چارچوب قانون اساسی دنبال کنند. این نشان می دهد که باید مکانیسم های مناسبی برای مشورت و هماهنگی بین کنشگران فرو ملی و دولت در مورد مسائل بین المللی وجود داشته باشد. هرچه صلاحیت «سیاست خارجی» کنشگران پارادیپلماتیک گسترده تر باشد، این مکانیسم ها باید مؤثرتر باشند.
با توجه به وجود اشتراکات فرهنگی در منطقه و حتی فراتر از منطقه و در سرتاسر جهان، جمهوری اسلامی می تواند از طریق کنشگران پارادیپلماسی خود در سرتاسر جهان، زمینه برخی ارتباطات و هم افزایی را بیشتر ایجاد نماید. توانمند ساختن کنشگران فرو ملی برای پیگیری سیاست هایی که در آن دارای صلاحیت های کامل هستند بسیار مهم است چرا که این کنشگران با همتایان خود بهتر از دولت ها می توانند ارتباط برقرار نمایند. به همین علت در مسیر یک مدیریت سازنده در عرصه ملی و بین المللی نمی توان از نتایج جهانی شدن و گسترش ارتباطاتی چشم پوشی کرد چرا که چشم پوشی از این موارد منجر به تبدیل فرصت ها به تهدیدها خواهد شد. بنابراین پارادیپلماسی یک فرصت بسیار مناسبی حتی برای کمرنگ کردن چالش های مختلف خواهد بود که می توانند در مسیر افزایش قدرت ملی و ایجاد روابط دیپلماتیک به تسهیل روابط بپردازند.
- 0
- 85
- 1