دلایل فرار مغزها
آنچه که باعث ترک وطن و اقامت در کشورهای دیگر می شود ، معمولاً به دو گروه عوامل مربوط می شود : عوامل دافعه و عوامل جاذبه ، که این عوامل ، با ابعاد اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و تخصّصی ارتباط دارند . مهم ترین مواردی که می توان در دسته مربوط به دافعه جای داد ، عبارت اند از : افزایش فاصله طبقاتی ، محدودیّت آزادی ، فرهنگ کاری ناکارآمد ، کمبود امکانات تحقیقاتی و پایین بودن استانداردهای پژوهشی ، عدم تعادل در درآمد و هزینه ، بی عدالتی ، بی قانونی و پارتی بازی .
در مقابل علل رانشی ، مواردی وجود دارد که باعث جذب نخبگان در کشور دیگری می گردد . این عواملِ کششی عبارت اند از : فرصت ادامه تحصیل ، رفاه اجتماعی ، تعادل هزینه و درآمد ، سیستم آموزشی کارآمد ، رفاه اقتصادی ، آزادی سیاسی و اجتماعی ، وجود فرصت های شغلی و امنیت شغلی .
در یک تقسیم بندی دیگر می توان علل فرار مغزها را در موارد زیر گنجانید :
1 . عدم تطبیق دانش ها و مهارت های متخصّصان با نیازهای جاری جامعه : در کشورهای جهان سوم معمولاً رشته های دانشگاهی ، بدون ارتباط منطقی با نیازهای اقتصادی و اجتماعی آنها ایجاد می شوند و گزینش و جذب دانشجو در این کشورها از یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای پیروی نمی کند که این امر ، با ازدیاد متخصص در رشته هایی خاص ، باعث اشباع جامعه از تخصّص آنان می شود ، در نتیجه ، نوعی نابرابری بین میزان معلومات برخی از متخصّصان و نیازهای کشورشان به این معلومات به وجود می آید که سرانجام به بی کاری این متخصّصان می انجامد .
2 . عدم تخصیص بودجه و امکانات آموزشی و تحقیقی : در کشورهای جهان سوم ، به علّت شتابی که معمولاً در کم کردن فاصله خود با کشورهای توسعه یافته در زمینه های گوناگون از خود نشان می دهند ، باعث می شود تا بیشتر به طرح ها و برنامه های مقطعی و زودثمر روی آورند تا بتوانند حیات سیاسی و ملی خود را حفظ نمایند . از این رو ، ممکن است به بخش هایی همچون آموزش و تحقیق که هزینه بَر و طولانی مدت است ، اهمیّت چندانی ندهند .
در چنین شرایطی ، افراد بااستعداد و خلاّق این سرزمین ها ، وقتی آن شرایط را برای کار و تحقیق خود کافی نمی یابند ، به سوی مناطقی که چنین امکاناتی را دارند ، حرکت می کنند .
3 . عدم وجود برنامه کلّی و مبتنی بر ضوابط خاص : در کشورهای کمتر توسعه یافته ، اکثرا چارچوب برنامه های توسعه برای پیشبرد اهداف اقتصادی و اجتماعی مشخص نیست و در حال تغییر و تبدیل است . در چنین بستر اجتماعی نامناسبی ، بسیاری از مواقع ، فارغ التحصیلان و متخصّصان این گونه کشورها جایگاه واقعی خود را نمی یابند . از سوی دیگر ، به کارگماردن و اعطای مسئولیت های علمی و اجتماعی به افراد ، ممکن است تحت ضابطه ای خاص صورت نپذیرد که در نتیجه فاصله ایجاد شده بین اندوخته های علمی این گونه متخصّصان و کاربرد آن در جامعه ، منجر به خروج آنها از کشور می شود .
مکانیسم های پیشگیری از فرار نخبگان
با توجّه به اهمیّتی که نخبگان و متخصصّان در توسعه و پیشرفت کشور دارند ، کشورهای در حال توسعه در صدد اتخاذ تدابیری هستند تا از فرار نخبگان جلوگیری کنند یا لااقل آن را کاهش دهند .
الف ـ شناخت صحیح مسئله
1 . انجام دادن پژوهش های میدانی در داخل و خارج از کشور از علل مهاجرت نخبگان و موانع بازگشت آنها
2 . بررسی تجارت کشورهای موفّق در برخورد با پدیده فرار مغزها .
3 . انعکاس نتایج تحقیقات و تجارب به مسئولان و تصمیم گیران و عموم مردم در جهت اصلاح نگرش به پدیده فرار مغزها
ب ـ جمع آوری اطلاعات
1 . جمع آوری مجموعه های آماری از محقّقان و متخصّصان خارج از کشور و بررسی علل و دسته بندی آنها .
2 . فعال نمودن نمایندگی سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خارج از کشور ، برای ایجاد ارتباط با نخبگان خارج از کشور و بررسی شرایط مساعد بازگشت آنها .
3 . معرفی نخبگان مقیم خارج از کشور به مراکز علمی و پژوهشی داخل کشور جهت توسعه ارتباطات
ج ـ تشکیلات تخصصی و صنفی
1 . تشکیل انجمن های علمی ـ تخصّصی در داخل کشور و عضویت نخبگان مقیم خارج از کشور در آنها و دعوت از آنها برای سخنرانی .
2 . توسعه ارتباط تشکیلات تخصّصی و صنفی نخبگان با انجمن های صنعتی و کاربردی ، به منظور حمایت سرمایه گذاران از دانشمندان
د ـ ایجاد مراکز تحقیقات مجهّز با مدیریت حرفه ای و مناسب برای جلب نخبگان از جمله شهرک های تحقیقاتی و ...
ه ـ ارتقای سطح دستمزدها و یکسان سازی درآمد صاحبان مدارج علمی بالا از طریق نظام هماهنگ حقوق ، در بین متخصّصان و دانشمندان
و ـ ایجاد انگیزه بیشتر برای تشویق به ادامه کار و تحصیل در کشور